احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
35
كنوز الحكمة ( فارسى )
باب ششم [ رزق و روزى بىحساب ] قوله تعالى : وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجاً وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ - گفت : « هركه مر خداى عزّ و جلّ را شكوه دارد ، و بر خود بترسد كه نبايد كه امر و نهى آن نگاه نتواند داشت ، و به كار خداى عزّ و جلّ مشغول شود ، خداى تعالى او را روزى ازآنجا دهد كه بنيبوسد . « 1 » » و او را از همه رنجها بيرون آرد ، و روزى بر وى فراخ كند بىهيچ رنجى كه به دو رسد . به حقيقت ببايد دانست كه خداى عزّ و جلّ مؤمنان را دوست دارد ، و دنيا را دشمن دارد ، و دوست را به دوست ارزانى دارد ، و دشمن را به دشمن ارزانى دارد . و اين نه از خوار داشتن مؤمنان است كه ايشان را دنيا كم دهد ؛ بلكه از عزّ ايشان است . همچنانكه كافران را دشمن دارد ، دنيا را دشمن دارد ؛ دشمن را به دشمن دهد و دوست را به دوست . چنانكه خبر صاحب شريعت آن است كه خداى مىگويد : « لو لا يحزن عبدى المؤمن لجعلت على رأس الكافر كليلا من ذهب لا يصّدّع فى دنياه و لا يغمّ بها » - و تصديق ذلك فى كتابه : وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً . . . پارسى خبر چنين باشد كه رسول ( ص ) مىگويد كه : خداى عزّ و جلّ مىگويد : « اگر نه آنستى كه اين مؤمنان ، و بندگان ، و خاصگان ، و دوستان من اندوهگين شوند ، من هر كافرى را و مشركى را و بيگانهاى را تاج از زر بر سر نهم ، و در همه عمر ايشان هرگز هيچ رنجى و دردسرى به ايشان راه ندادمى ، و غم و اندوهى بديشان نرسانيدمى » - و تصديق اين سخن در كتاب خداى عزّ و جلّ است : وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ . وَ لِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَ سُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ . وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ
--> ( 1 ) - د : بنيويسد . ج : بنويسد !